من از بی تو بودن ، به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن ، می ترسم

 

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالامال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

با من بمان

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده

     این را بدان که با تو ، غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد

من به امید تو زنده ام


 

حرفهاي : بـهــار و ايمــان در سه شنبه 29 مرداد1387 ساعت 8:58